سنت پسندیده به پیشباز رفتن سال نو با برنامه های گوناگون مانند خانه تکانی سبز کردن سبزه، برنامه های شب عید و تحویل سال نو که همگی همراه با نظافت و بهداشت، ترمیم و تازگی است ریشه در اعتقادات نیاکان باستانی ما دارد و چون این سنت ها و آداب و رسوم در دیگر اقوام نیز به گونه ای وجود دارد، به نظر می رسد از طریق ضمیر ناخود آگاه جمعی به همه اقوام و ملل به ارث رسیده باشد.
‌●خانه تکانی
در آخرین ماه سال، همه ایرانی ها و اقوام و ملیت های دیگری که در همسایگی و یا منطقه ماهستند با نظافت خانه و دور ریختن لوازم اسقاطی و ترمیم و تعمیر خانه و لوازمی که می توان از آنها استفاده کرد، زندگی را نو می کنند تا سبکبال و آسوده خاطر به پیشباز عید نوروز بروند. اما عده ای خود را وابسته به اشیا و وسایلی کرده اند که سالهاست جای آنها را تنگ کرده بودند آنکه مورد استفاده قرار گرفته باشد. شاید همین امر باعث فشار فکری و ذهنی آنها شده باشد. وقتی در خانه ای کوچک با فضای محدود، وسایلی را که نمی دانیم برای چه نگه داشته ایم و فقط به صرف اینکه شاید روزی به دردمان بخورد آنها را اینجا و آنجا بایگانی می کنیم تا آنجا که وقتی به سراغ لوازم ضروری روز مره می رویم، با آنها برخورد پیدا می کنیم.
اینها تصاویری از انباشتگی، بلاتکلیفی و فشار در ذهن ما به وجود می آورند.«بوسکالیا» در این زمینه می گوید: «ما بخشی از اجتماعی هستیم که کهنگی را دوست دارد. هیچ چیز را تا آخر مصرف نمی کنیم. فقط آنها را در جایی انبار می کنیم و می گوییم هنوز خوب است. شاید روزی به درد بخورد و شاید روزی هم عتیقه بشود. مانند، چمدان های شکسته، فندک و پیپ های مستعمل، تکه قالیچه های کهن، میزهای اتوی خرد شده، قاب عکس های از مد افتاده، صفحات موسیقی چهل و پنج دور و هفتاد و هشت دور و …».
«بودا» گفته بود: «هرچه بیشتر داشته باشیم، نگرانی بیشتری خواهیم داشت و همچنان که زمان می گذرد ما بنده وسایل خود می شویم.»
و شاید سبک کردن مال از طریق مقادیری که در ادیان ابراهیمی برهمه مؤمنین فرض شده است، نیز برای آسایش و آرامش ذهنی و روانی انسان باشد.فکرش را بکنید! اگر لازم باشد که