تبلیغات
پیش به سوی اندامی متناسب - زیکراکی23/دی/88
پیش به سوی اندامی متناسب

کالری کمتر........... زندگی سالمتر......... خوش هیکلتر

 روز دیگه زیکزاکی23/10/88

چهارمین  روز زیکزاکی چهارشنبه/23دی/88
وزن امروز  ؟
ساعت بیداری صبح 8
صبحانه چای و یک ابنبات بدون شکر5کالری
میان وعده

یه کاکائو بدون قند کامورابنات بدون قند/30کالری 

ناهار علقی جات پخته وابلیمو(کلم قرمز -بادنجون-هویج-کدوسبز)خوشمزه شده بود150کالری
میان وعده

مجبوری یه جوجه  و کمی سالاد کاهو و 2تا گوجه کبابی و انار 150کالری

شام

سبزیجات بخار پز (بادنجون کدو هویج)همراه با یه قاشق ماست انزیمی و ابلیمو که خوشمزش کرد150کالری

میان وعده  خیار و سلاد به همراه سس ماستی و دوغ یه لیوان بزرگ انار200کالری
مکمل ها لووتیروکسین-فرفولیک-ب کمپلکس-زینک ////ویتامین ث جویدنی(از امروز )
کالری مکمل ها 20کالری 
مایعات مصرفی اب چای
کالری مایعات -----------
خواب بعد ازظهر ----------------
ساعت خوابیدن شب
جمع کل کالری 700کالری

سلام به همه دوستای گلو در حال خوش هیکل شدنم......

 بزن اون دست قشنگرو به افتخار وجود نازنینت

تا حالا به این موضوع فکر کردین چرا ما نمیتونیم گرسنگی رو تحمل کنیم!!!!!

اما اونایی که لاغر یا اندامشون درسته در برابر وسوسه و اینا عادی و مقاوند

مثلا من خواهرم  یا داداشیم غذا یا خوراکی که میخورند  اگه دیگه میل نداشته باشند نمیخورند تا حدی که خواهرم(شیوا)میگه وایییییییییی دلمو زد

اما من ...میدونم که خیلی خوردم ها اما چشمام میگه تا اخرش بخور ....اسراف میشه

مثلا دیگه شب شام و اینا رو که میخورم وتوی اتاقم که میام انگار معده ام توی مسیر اشپزخونه تا اتاقم به سرعت نور خالی میشه و توی فکر اینم که چی بخورم!!!!!!!!!!!!

البته اینو هم میدونم که چون ماها که چاق شدیم یعنی تعداد سلولهای چربی هایمون زیادتر شده و با کاهش وزنمون هم این سلولها رو تخلیه میکنیم ولی  اونا توی بدنمون هستن ..پس همیشه این نیاز و همون وسوسه از طرف این سلولهای بی رحم صادر میشه حالا ما گاهی مقاومت میکنیم گاهی که نه مثل همیشه به درخواست این سلوله جواب مثبت میدیم و حالا بخور  کی بخور

نمیدونم این مشکل رو چطور حل کنیم؟؟؟؟؟

وقتی اسم نون خامه ای یا ساندویچ همبرگرد و یا پلو مرغ و ...میاد به تنمون لرز وارد میشه ولی 5دقیقه بعد میگیم وا..... میخورم اما فردا اله میکنم و اینا...امافردا بدتر و بیشتر میخوریم جون اون سلولهای خائن چربی که یه کم بهشون مواد ازنوع غذاییش میرسه دیگه دست بردار نیستن و میخوان رشد کنن و پیشرفت کنن البته توی بدن ما هی اون  قطر دایره مسخرشون رو بزرگتر کنن و ما رو از ریخت بندازنننننننننن

خلاصه که بگم اول خودم من و بعد اونایی که چاقن از رو نمیریم و همچنان  با دست خودمون و از طریق دهان مبارکمون این قطر دایره ها رو بزرگ بزرگ بزرگتر میکنیم تا جایی که میزینیم زیر همه چیزو میگیم خب ما تنها یه بار زندگی میکنیم ...اگه نخورم ضعیف میشم ...اگه نخورم  میمیرم ...اخه من چی میخورم مگه!!!...زندگی همین خوردن و ...خب خستم باید بخورم دیگه...مثلا خوابم میاد اما میرم سر یخچال که خستگیم در بره....یا من که تفریح ندارم دیگه غذا هم نخورم که با مرده چه فرقی دارم...یا با یکی دعوا میکنیم  برای ارامشمون دهنمون پر از کالری های چرب و چیلی میکنیم و بعدش میگیم خوب حالم بهتر شد...

علت و معلول  ما با هم رابطه ای ندارن ..علت دعوا معلول خوردن ..

علت خستگی ...معلول خوردن......

علت خواب الودگی...معلول خوردن....

علت استرس...معلول خوردن

علت تشنگی ...معلول همه چیز  به جز آب

ما ها خودمون راحت کردیم و معلول همه  رو خورن گذاشتیم و انتظار هیکل قلمی هم داریم

ببخشید که سرتون رو درد اوردم اما اینا بیشتر توصیف خودم بود بعدا بعضی ها

یه تصویری هم این زیر میذارم که از رو یریم اینقدر قند نریزیم توی خندق بلا

البته خودمون باید با تفکردرست این وضع خوردن رو نغییر بدیم

حالا هی قند(سم سفید) بخور !!!!!!!!

چند ساعت بعد...:ساعت 4بعد از ظهر/سلام دوباره  من دیروز چند تا چیز رزیمی گرفتم مثل ابنبات بدون قند و کاکائوی کامور که البته نمیدونم کالریش چنده

ویتامین ث هم گرفتم البته جویدنی .اون دوستمون که مدله هم هر صبح ناشتا یه جویدنی میخوره  من امروز یه کار جدید یاد گرفتم این که وقتی یگی خوراکی تعارف کرد و یا توی خونه غذایی خواستم نخورم واینا اصلا به روی خودم نیارم و بردارم و غذا بکشم اما بعدش نخورم مثلا امروز توی برنج و کباب  جوجه داشتیم  اما من خیلی خونسرد کلی غذا کشیدم البته کمی هم دیر رفتم سر میز وسطای غذا بعدش هم خودموبا کاهو انار و یه جوجه مشغول به عبارتی بازی کردم و خیلی ماهرانه الکی به قاشق و برنج دست میزدم که شکی نباشه و یا صبح یکی بهم شیرینی تعارف کرد منم خیلی بدجور که البته خوب راست گفتم که عاشقه دانمارکی تازم و بعدش گذاشتمش توی پلاستیک و در کیفمهیچ کسی هم نفهمید و  دیگه کسی نگفت وای چرا نمیخوری و رزیم چیو !!!از این دلسوزی الکی که میکنن ...تازه خودشون هم  مثلا توی رزیم هستن  اما   همه چی میخورن  حالا کدوم رزیم نمیدونم رزیم غذایی یا رزیم پهلویاونا چون خودشون اراده  ضعیقی دارن  چشو ندارن اون یکی هم خوش هیکل باشه به هر حال این روشو امروز کشف کردم که دیگه نگن چرا نمیخوریییییییییییییییی؟؟؟؟؟!!!!!!!


نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دیماه سال 1388 ساعت 09:35 توسط شهره آفاق نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت